✿✿*•..•*..*♥•♥♥•♥عاشقه تنها♥•♥♥•♥*..*•..•* ✿✿
♥•♥.♥•♥بعد از تو باز عاشقی و باز... آه نه! این داستان به نام تو اینجا تمام شد...♥•♥.♥•♥
اینم یه متن دیگه از خودم واسه گلای خودم امیدوارم دوسش داشته باشید اما قبلش .... باید حتما شعر خانه دوست کجاست که سهراب سپهری سروده رو خونده باشید تا متوجه متنم بشید خسته و بی پروا به کنجی مینشینم ... گونه هایم خیس اشک... قلب من پر شده از سیاهی و بی رنگی.. قرمزی میخواهم.. اما افسوس که نمیدانم... در کدام کوچه باغ مهر میتوان قرمزی را یافت...؟ سرخی چشمانم از غم و اندوه است ... نه از رنگ بی مهری... کوچه پس کوچه های غم را خسته و نالان سپری کرده ام... اما هنوز نشانی از آن کوچه باغ عشق نیافتم... کوچه باغی که سهراب در آن عشق را به اندازه پرهای صداقت آبی یافته بود... او خانه دوست را یافته است... نشانی آن را همان کودک به او داد... و همان گل سرخ راهنمایش بود... گل تنهایی من به کدام سو روییده..؟ کودکم بر کدام درخت آرامیده..؟ نشانی عشق را چگونه خواهم یافت..؟ این منم که غم و تنهایی بی نشانم کرده...
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |